تبليغاتX
باز هم منو تنها گذاشتی

باز هم منو تنها گذاشتی

بی وفا رفتی اخه چرا اما هنوزم دوست دارم

ان شب نحس

شب ارامی بود اما نا ارام هوا تاریک بود و باران شر شر به پنجره اتاق میخورد من به بیرون زل زده بودم تا شاید دوباره ببینمش اما حیف که خیالی خام است و من باید تا ابد محزون بمانم و به خاطراتمان بیندیشم به خاطراتی هرچند کوتاه اما خاطره انگیز مینوسم تا بداند چه بی او چه با او فقط به یک چیز می اندیشم انم اینست که.................................................................................
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:13  توسط mamad f16  | 

با یادخاطرهامان


با یادخاطرهامان آرام گریه کردم
های های گریه کردم گریه کردم
بی صدا و بی انتها من گریه کردم
بر سر قبر خویش در شب تابستان
با یادخاطرهامان آرام گریه کردم
نکند بیدار شوند اطرافیانم در اتاق
در تاریکی با چشمان بسته گریه کردم
شمع نبودی که گویم پرپرواز بسوزاندم یارا
در غربتم همچو شمع در اینجا گریه کردم
من به حال خراب و دل زارم که تنهاست
از پی درمان زخم هایم در نامه هایم گریه کردم
عکست می خندد به نم نم گذرا بر صورتم
درغربت تنهای ام در کنار اتاق گریه کردم
قرارمان نبود که نباشی و من باشم
دریا دلی پیدا کردم به اعماقش گریه کردم
بلبلان راه لانه نمی جویند ای گلم
به حال آن بخت برگشتگان حال گریه می کردم
صحبت اغیار به منزل دوست هیچ تاثیری ندارد
در پشت در بسته به قربت و غربت گریه کردم
رنگ شدم با بی رنگی همرنگ و بادریا یکی
درجهت یافتن ردپای یارم گریه کردم
هر جا که قدم گذاشتم قرارمان بود با هم باشیم
وقتی که تنها می رفتم به جای پایت گریه کردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 15:46  توسط mamad f16  | 

منتظرم برگردی...

 

تو خیالم یه دختر مهربون نگام حالا رو به آسمون گفتم ستاره ها برید گم شید من دارم واسه ی خودم خورشید یادته بود دستت تو دستم پس من رسمآ با تو عهد بستم گفتی تا آخرش پات هستم قصدم فقط با تو بودن ولی کسی نبود بهم بگه حرفات دروغه وقتی بیدار شدم دیدم قصه تمومه حالا اگه مرگه راه چاره اینم تیغه روی دسته منه قبل مردن میخوای برم بگم دلم برات تنگ شده یا بگم محمد تو این بازی بازم بازنده شده دختر با من شدی سر گرم دیگه نگو برگرد حقایق شده روشن تموم شده غفلت عشق بود تو دلم ولی جا شد به جاش نفرت

الهی دوباره دستاتو بگیرم تا تو زندگی جون بگیرم الهی دوباره سرو سرد بره تا تورو دوباره تو قلبم بذارم

روزی رو به یاد بیار که منو تو با هم بودیم دلمون از جنس عشق و یه روح بود تو دو تا تن اما دروغ بود تمام عشقای به ظاهر قشنگ میگفتی یه رنگی و تو وجودت بودی دو رنگ تو صدف دلم چیزی هک نشده فعلآ اون روزا میگفتی که حاضر نیستم هیچ وقت برم اما رفتی و فکر کردی من میام منت کشی؟؟؟کور خوندی این همه اشفه و ناز اومدی که چی؟؟؟؟عشقای واقعی گم شده توی فکر همه هر کسی عاشق میشه همش توی فکر غمه بهتره عاشق نشی عاشق کسی جز خدا...نگو فرق میکنه این عشق بالآخره میشی جدا پس چشاتو ببند بخند به کسی دل نبند در قلبتو روی همه ی عشقا ببند یه چیزی رو بذار کنار فکر نکن روزی تو پیروزی نسوزی برات کسی نیس

همیشه تو بودی همدم من بیا دوباره باش همه کسم همیشه تو باشی یار من تا ابد بمونی همدم من

ماه ها توی فکرت بودم بودی واسم یه غریبه هنوزم هستی غریبه با این که نزدیکی به من یه روز گفتی شده تموم اون روز منو کردی رها حرفات غرورمو شکست چشمامو به روی تو بست به من زدی حرف دلت با این که میگفتم بهت دوست دارم عاشقتم دیوونتم ویروونتم حالا میگم بیا عشقم برگرد نمیشه اینجوری سر کرد میگی نمیخوام من تورو از پیش چشمام تو بورو منم زدم سیم آخر بهت زدم حرف آخر  قفلی زدم به قلبم رفتی دیگه از یادم گمشو دیگه عزیزم واسه چی اشک بریزم دیدی منو کردی خراب عشق من شد مثل سراب عشق من شد نقش بر آب نمیکنم فکر یار میزنم من ز غم فریاد بودم من از سرت زیاد 

الهی دوباره دستاتو بگیرم تا تو زندگی جون بگیرم الهی دوباره سرو سرد بره تا تورو دوباره تو قلبم بذارم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 22:31  توسط mamad f16  | 

عزیزم رفتی؟منم میام! خیلی زود میام...

7*416

اگه می خوای فراموشم کنی تو بذار دوباره من ببینمت

واسه ی آخرین بار توی آغوش بذار بگیرمت

اگه هنوزم می شنوی تو این صدا رو

بیا بر گرد و ببین این قلب ما رو

که دیگه غبار غم رو دل نشسته

بیا پاک کن این همه گرد و غبارو

کوچه بی تو بی عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بی تو بی عبوره این کوچه چه سوتو کوره

یادته گفتی چقدر غمگین می خونی تو بزن شاد بزن تو هم میتونی

حالا این جا غمو با شادی میخونم تا بگم بی تو من نه شاد نمیمونم

کوچه بی تو بی عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بی تو بی عبوره این کوچه چه سوتو کوره

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 22:24  توسط mamad f16  | 

کاش

کاش فردا جور ديگري باشد ،

متفاوت با تمام فرداها،

فردايي که نتوان باورش کرد ،

فردايي پر از لبخند ،

فردايي که ميتوان به همه ي خوبي ها انديشيد

و شميم عشق را در آن تنفس کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 20:26  توسط mamad f16  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:5  توسط mamad f16  | 

دردها
      برای فریاد شدن
                        واژه کم دارند


و کلمات..

       به علت دروغ پردازی،

                     تا اطلاع ثانوی
                              در قرنطینه...!


سکوت می کنم....


    فارغ از هرچه واژه و تعبیرش

                  مرا آنطور که می خواهی بنواز

                                          با آوای عشق.......

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:1  توسط mamad f16  | 

آدم

مجبور بوده عاشق حوا شود

.

.

تو، یک تنه

حس خیانت پدران را

ارضا کن!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:57  توسط mamad f16  | 

به گذشته زیاد دوست ندارم نگاه کنم، چون به یادم می آورم

 

 

 

تفکراتم را راجب تو روی کاغذ می نویسم

 

احساسات مرا دوباره می کشند، زیرا به یادم می آورم

 

 

 

و صورتت را روی هر دری منعکس می کند

 

 

 

حتی وقتی می دانم ، ما هر چه کردیم خودمان کردیم

 

 

 

با لجاجت در تمام وقت برایم روشن میشود

هیچ چیز عوض نمی شود که جای تو پیش من واقعاً خالیست

من نمی فهمم، چرا باید تو را از دست می دادم!

 

 

 

هیچ چیز عوض نمی شود که جای تو کنارم خیلی خالیست

 

کاش می توانستم یک بار دیگر تو را احساس کنم، تو را فقط یک بار دیگر لمس کنم

 

دوست ندارم راجبش فکر کنم، گذشته ها، گذشته

 

این همه اشتیاق جای زیادی را در احساسم اشغال کرده

 

 

 

سوال، سوال نکن چه کسی تقصیر کار بوده، گذشته ها گذشته

 

و فقط نوری مثل جرقه از تو باقی می ماند که هیچ وقت خاموش نمی شود

به من بگو چرا اینجا نیستی؟؟؟؟؟

 

 

 

جایت کنار من خالیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 23:48  توسط mamad f16  | 

بخند

www.Fm4u.blOGFA.coM
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:56  توسط mamad f16  |